X
تبلیغات
کُلبه ی درویــش

کُلبه ی درویــش

اسم اعظم خدا آن است كه بگوئي الله و در قلبت غير از خدا چيزي نباشد.سید عبدالقادر گیلانی.قدس الله سره

اهل تصوف

اهل تصوف را سه چیز اعتبار بخشد:

۱. جذبه

۲. سلوک

۳. عروج

جذبه: کشش و میل به حق تعالی

سلوک: کوشش و زحمت برای حق تعالی

عروج: بخششی از طرف حق تعالی ست.

و طاعت و معصیت و معرفت در هر مقامی کاری سخت و عظیم است


برچسب‌ها: تصوف, جذبه, سلوک, عروج, طاعت
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/12/07ساعت توسط درویــــــــــش |

حب رسول و اهل بیت

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: 

 أحبّوا الله لما يغذوكم من نعمه، و أحبّوني لحبّ الله، و أحبّوا أهل بيتي لحبّي.

 خدا را دوست بداريد به جهت آن كه از نعمت هايش به شما روزي مي دهد و مرا نيز به جهت دوستي خدا دوست بداريد، و اهل بيتم را به جهت دوستي من دوست بداريد.

سنن ترمذی


برچسب‌ها: حب خدا, دوستی رسول, دوستی اهل بیت
+ نوشته شده دریکشنبه 1392/09/24ساعت توسط درویــــــــــش |

ثقلین

در سنن ترمذي وارد شده که پيامبر فرمود:

"اني تارک فيکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدي، احدهما اعظم من الاخر، کتاب الله حبل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي، و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا کيف تخلفوني فيهما".

 

پس در ميان شما دو چيز گران بها و سنگين به جا مي‌گذارم که يکي از ديگري بزرگ‌تر است: کتاب خدا و اهل بيتم. پس بنگريد که چگونه آنها را رعايت مي‌کنيد. آن دو از يکديگر جدا نمي‌شوند تا بر سر حوض مرا ملاقات کنند".


برچسب‌ها: اهل بیت, کتاب خدا, حوض کوثر
+ نوشته شده دریکشنبه 1392/09/24ساعت توسط درویــــــــــش |

اسراف در گناه

در آیه 53 سوره زخرف  خداوند به پیامبر رحمتش می فرماید:

«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛

بگو(ای پیامبر) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

برچسب‌ها: گناه, اسراف, رحمت, آمرزنده, مهربان
+ نوشته شده دریکشنبه 1392/09/24ساعت توسط درویــــــــــش |

بهشتی ها

چه انسان‌هایی وارد بهشت می‌شوند؟

انسان‌هایی که با عبارت "یحب" مورد دوستی خداوند هستند،

مانند: یحب التوابین، یحب المتطهرین، یحب المحسنین، یحب المتقین، یحب الصابرین، یحب المتوکلین، یحب المقسطین، یحب الذین یقاتلون فی سبیله، افرادی که ایمان و عمل صالح دارند.


+ نوشته شده دریکشنبه 1392/09/24ساعت توسط درویــــــــــش |

حضرت فاطمه

اسامی حضرت فاطمه سلام الله علیها

انسیّه: زنى که به ویژگى‏هاى خوب انسانى آراسته شده است.

بتول: پاک و دور از هر گونه آلودگى.

تقیّه: پاک و بى‏گناه.

حبیبه: دوست و رفیق، دوست‏داشتنى.

حرّه: آزاده؛ زنى که اسیر شهوت‏ها نیست.

حوراء: 1. فرشته، زنِ آراسته به ویژگى‏هاى فرشتگان. 2. زن یا دخترى که چشمانى سیاه و گرد و پلک‏هاى باریک داشته باشد. 3. یا این که داراى چشمانى کاملاً سپید یا [مردمک آن] کاملاً سیاه باشد. 4. یا داراى اندامى به تمام معنا سپید باشد. 5 . یا چشمانى مشکى همچون چشمان آهو داشته باشد.1

حوریه: زن بهشتى؛ فرشته خصال.

راضیه: زنى که به آن چه خداوند برایش نوشته، خرسند است.

راکعه: اهل رکوع و فروتنى در برابر خداوند.

رشیده: فهمیده و اندیشمند.

رضیّه: زنى که به مقامِ خرسندى از خداوند رسیده است.

ریحانه: گل خوش بوى؛ لطیف و مهربان (تعبیر لطیفى از زن).

زکیّه: پاک و پارسا.

زهراء: درخشنده و تابان.

زهره: درخشان و نورانى.

ساجده: بانویى که در پیشگاه خداوند سجده کند.

سعیده: خوش بخت.

سیّده: سَرور و خانم.

شهیده: بانویى که در راه خدا جانش را فدا نماید.

صابره: شکیبا و بردبار.

صادقه: راستگو و درست کردار.

صدوقه: راستگو با کردارى درست.

صدّیقه: زنى که در راستگویى شهره و در عمل نیز درست کردار باشد.

طاهره: بانوى پاک دامن و دور از بدى.

طیّبه: پاک و پاکیزه.

عارفه: بانویى با شناخت و درکِ کامل.

عالیه: بلند همت و دوراندیش.

عدیله: نظیر و مانند؛ فاطمه ی زهرا(ع) را «عدیله مریم» مى‏نامند، زیرا این دو بانو در پاکى و پاک دامنى ضرب المثل هستند.

عَذراء: پاک دامن.

عزیزه: ارجمند و گرانقدر.

علیمه: دانشمند و آگاه.

فاضله: باارزش و صاحب فضیلت.

فاطمه: بریده شده از آتش، نادانى و هر بدى.

فریده: یگانه؛ دُرّ نفیس.

کریمه: زنى که اهل کَرم، جود و گشاده‏دستى است.

کوثر: خیر فراوان.

کوکب: درخشنده و درخشان.

مبارکه: بانویى که در او خیر بسیار باشد.

مبشِّره: بشارت دهنده، زن مژده‏آور.

محدِّثه: زن حدیث کننده.

محموده: پسندیده، زن مورد پسند خداوند.

مرضیّه: خانمى که خداوند نیز از وى خرسند است.

مطهَّره: زن پاک و دور از زشتى.

معصومه: بانویى که هیچ گاه گناه نمى‏کند.

ملهمَه: خانمى که خداوند بر دل او الهام مى‏کند.

ممتَحَنَه: زنى که از آزمون‏ها سرافراز بیرون آمده است.

منصوره: یارى شده.

موفّقَه: بانویى که هماره توفیق خداوند همراه وى باشد.

مهدیّه: خانمى که آفریدگار او را هدایت کرده است.

مؤمنه: بانویى که پروردگار و روز قیامت را باور دارد.

ناعِمه: زن پرطراوت، شاداب.

نقیّه: پاک و بى‏گناه.

والهه: شیفته و عاشق.

وحیده: یگانه، تنها و بى‏همتا.


برچسب‌ها: فاطمه
+ نوشته شده دریکشنبه 1392/09/24ساعت توسط درویــــــــــش |

خرسندی رسول الله در چیست؟

وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى ﴿۵﴾

و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى (۵) الضحی


+ نوشته شده دریکشنبه 1392/08/26ساعت توسط درویــــــــــش |

إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ﴿۲۳﴾ شوری
بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان
و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهيم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است (۲۳) شوری

+ نوشته شده دریکشنبه 1392/08/26ساعت توسط درویــــــــــش |

یکی را بال و پردادی و راندی

 

خدایا چون گل ما را سرشتی

وثیقت نامه‌ای بر ما نوشتی

به ما بر خدمت خود عرض کردی

جزای آن به خود بر فرض کردی

چو ما با ضعف خود دربند آنیم

که بگزاریم خدمت تا توانیم

تو با چندان عنایت‌ها که داری

ضعیفان را کجا ضایع گذاری

بدین امیدهای شاخ در شاخ

کرم‌های تو ما را کرد گستاخ

و گرنه ما کدامین خاک باشیم

که از دیوار تو رنگی تراشیم

خلاصی ده که روی از خود بتابیم

به خدمت کردنت توفیق یابیم

ز ما خود خدمتی شایسته ناید

که شادروان عزت را بشاید

ولی چون بندگیمان گوشه گیر است

ز خدمت بندگان را ناگزیر است

اگر خواهی به ما خط در کشیدن

ز فرمانت که یارد سر کشیدن

و گر گردی ز مشتی خاک خشنود

ترا نبود زیان ما را بود سود

در آن ساعت که مامانیم و هوئی

ز بخشایش فرو مگذار موئی

بیامرز از عطای خویش ما را

کرامت کن لقای خویش ما را

من آن خاکم که مغزم دانه تست

بدین شمعی دلم پروانه تست

توئی کاول ز خاکم آفریدی

به فضلم زافرینش بر گزیدی

چو روی افروختی چشمم برافروز

چو نعمت دادیم شکرم در آموز

به سختی صبر ده تا پای دارم

در آسانی مکن فرموش کارم

شناسا کن به حکمتهای خویشم

برافکن برقع غفلت ز پیشم

هدایت را ز من پرواز مستان

چو اول دادی آخر باز مستان

به تقصیری که از حد بیش کردم

خجالت را شفیع خویش کردم

بهر سهوی که در گفتارم افتد

قلم در کش کزین بسیارم افتد

رهی دارم بهفتاد و دو هنجار

از آن یکره گل و هفتاد و دوخار

عقیدم را در آن ره کش عماری

که هست آن راه راه رستگاری

تو را جویم ز هر نقشی که دانم

تو مقصودی ز هر حرفی که خوانم

ز سرگردانی تست اینکه پیوست

بهر نااهل و اهلی می‌زنم دست

بعزم خدمتت برداشتم پای

گر از ره یاوه گشتم راه بنمای

نیت بر کعبه آورد است جانم

اگر در بادیه میرم ندانم

بهر نیک و بدی کاندر میانه است

کرم بر تست و اندیگر بهانه است

یکی را پای بشکستی و خواندی

یکی را بال و پردادی و راندی

ندانم تا من مسکین کدامم

ز محرومان و مقبولان چه نامم

اگر دین دارم و گر بت پرستم

بیامرزم بهر نوعی که هستم

به فضل خویش کن فضلی مرا یار

به عدل خود مکن با فعل من کار

ندارد فعل من آن زور بازو

که با عدل تو باشد هم ترازو

بلی از فعل من فضل تو بیش است

اگر بنوازیم بر جای خویش است

به خدمت خاص کن خرسندیم را

بکس مگذار حاجت مندیم را

چنان دارم که در نابود و در بود

چنان باشم کزو باشی تو خشنود

فراغم ده ز کار این جهانی

چو افتد کار با تو خود تو دانی

منه بیش از کشش تیمار بر من

بقدر زور من نه بار بر من

چراغم را ز فیض خویش ده نور

سرم را زاستان خود مکن دور

دل مست مرا هشیار گردان

ز خواب غفلتم بیدار گردان

چنان خسبان چو آید وقت خوابم

که گر ریزد گلم ماند گلابم

زبانم را چنان ران بر شهادت

که باشد ختم کارم بر سعادت

تنم را در قناعت زنده دل دار

مزاجم را بطاعت معتدل دار

چو حکمی راند خواهی یا قضائی

به تسلیم آفرین در من رضائی

دماغ دردمندم را دوا کن

دواش از خاک پای مصطفی کن

نظامی - خمسه » خسرو و شیرین


برچسب‌ها: طاعت, خدایا, خدمت, گستاخ, بندگی
+ نوشته شده دریکشنبه 1392/04/02ساعت توسط درویــــــــــش |

مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان

شنودی تو که یک خامی ز مردان می‌برد نامی

نمی‌ترسد که خودکامی نهد داغش به پیشانی

مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان

که صبر جان غمناکان تو را فانی کند فانی

تو باخویشی به بی‌خویشان مپیچ ای خصم درویشان

مزن تو پنجه با ایشان به دستانی که نتوانی

مولوی


برچسب‌ها: منکر, صبر, خصم, درویش
+ نوشته شده درشنبه 1392/04/01ساعت توسط درویــــــــــش |

زهری که رسد همچو شکر باید خورد

 

عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد

زهری که رسد همچو شکر باید خورد

هر چند ترا بر جگر آبی نبود

دریا دریا خون جگر باید خورد


برچسب‌ها: تیغ, زهر, شکر, جگر
+ نوشته شده درسه شنبه 1392/03/28ساعت توسط درویــــــــــش |

پروانه کجا و آتش طور کجا

 وصل تو کجا و من مهجور کجا

دردانه کجا حوصله مور کجا

هر چند ز سوختن ندارم باکی

پروانه کجا و آتش طور کجا


برچسب‌ها: وصل, مهجور, پروانه, طور
+ نوشته شده درسه شنبه 1392/03/28ساعت توسط درویــــــــــش |

من از کرم برکنده بودم به زور

فرو رفت جم را یکی نازنین

کفن کرد چون کرمش ابریشمین

به دخمه برآمد پس از چند روز

که بر وی بگرید به زاری و سوز

چو پوسیده دیدش حریرین کفن

به فکرت چنین گفت با خویشتن

من از کرم برکنده بودم به زور

بکندند از او باز کرمان گور

دو بیتم جگر کرد روزی کباب

که می‌گفت گوینده‌ای با رباب:

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت

 

برچسب‌ها: کفن, زاری, کرم, گور, سعدی
+ نوشته شده درسه شنبه 1392/03/28ساعت توسط درویــــــــــش |

جوانا ره طاعت امروز گیر

جوانا ره طاعت امروز گیر

که فردا جوانی نیاید ز پیر

فراغ دلت هست و نیروی تن

چو میدان فراخ است گویی بزن

من این روز را قدر نشناختم

بدانستم اکنون که در باختم

قضا روزگاری ز من در ربود

که هر روزی از وی شبی قدر بود

چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟

تو می‌رو که بر باد پایی سوار

شکسته قدح ور ببندند چست

نیاورد خواهد بهای درست

کنون کاوفتادت به غفلت ز دست

طریقی ندارد مگر باز بست

که گفتت به جیحون درانداز تن؟

چو افتاد، هم دست و پایی بزن

به غفلت بدادی ز دست آب پاک

چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟

چو از چاپکان در دویدن گرو

نبردی، هم افتان و خیزان برو

گر آن باد پایان برفتند تیز

تو بی دست و پای از نشستن بخیز

 

 

برچسب‌ها: طاعت, جوانی, غفلت, سعدی
+ نوشته شده درسه شنبه 1392/03/28ساعت توسط درویــــــــــش |

در اخلاق درویشان

عبد القادر گیلانی را رحمة الله علیه دیدند در حرم کعبه

روی بر حصبا نهاده   همی‌گفت ای خداوند ببخشای و گر هر آینه مستوجب عقوبتم

در روز قیامتم نابینا بر انگیز تا در روی نیکان شرمسار نشوم.

سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان حکایت شمارهٔ ۳:


برچسب‌ها: عبد القادر گیلانی, در اخلاق درویشان
+ نوشته شده درسه شنبه 1392/03/28ساعت توسط درویــــــــــش |

تکریم نه پرستش

 برادر و خواهر مسلمانم: یاد کردن از پیامبر اکرم(ص)، و یا یاد کردن از اولیاء الله ، تکریم و بزرگداشت بزرگان است و بین تکریم و بزرگداشت با پرستش و عبادت فرق است . زیرا در عبادت و پرستش ، اعتقاد به الوهیت (خدایی ) یا ربوبیت یا واگذار شدن یکی از افعال خداوند به معبود شرط است . لذا اگر انسان در عبادتی که برای خداوند انجام می دهد به الوهییت یا ربوبیت خداوند اعتقاد نداشته باشد ، خداوند را عبادت و پرستش نکرده است . تکریم و بزرگداشت بزرگان نیز با توجه به آیات قرآن کریم و احادیث شریف جایز بوده و هیچ اشکالی ندارد زیرا تکریم و بزرگداشت بزرگان ، عمل کردن به یکی از اصول اعتقادی دعوت شده در قرآن کریم و احادیث است . اصل در عرف و عادات مردم جایز بودن آن است ، مگر این که شارع مقدس آن را منع کرده باشد . ابن تیمیه نیز این اصل را در عادات مردم پذیرفته و می نویسد :و اما العادات فهی ما اعتاده الناس فی دنیاهم مما یحتاجون الیه و الاصل فیه عدم الحظر ، فلا یحظر منه الا ما حظره الله .  پس ای کسانیکه افعال و اعمال برادران و خواهران مسلمان را حمل بر کفر میکنید بدانید این بغض و کینه شما تنها به خود شما باز می گردد . کافر همه را به کیش خود پندارد. کلمه لا اله الا الله نجات دهنده هر انسانی است که آن را بر زبان می آورد، پس چگونه به خود این اجازه را می دهید که به بهانه های واهی عقیده و ایمان دیگران را زیر سوال برده و خود را حق جلوه دهید.


برچسب‌ها: لا اله الا الله
+ نوشته شده درپنجشنبه 1392/03/23ساعت توسط درویــــــــــش |

یا رسول الله

شما که یاد کردن از رسول الله یا امامان و یا اصحاب و اولیاء الله را شرک می دانید:

خداوند متعال در قران کریم مسلمانان را به محبت و دوست داشتن پیامبر اکرم دعوت کرده و یاد آوری می کند که پیامبر اکرم باید نزد مسلمانان از پدران ، فرزندان ، برادران، همسران ، اقوام و اموالشان محبوب تر باشد .

 ضمن این که چند تن از صحابه پیامبر نیز تاکید رسول گرامی اسلام را بر این اصل مهم با الفاظ مختلف از زبان آن حضرت نقل کرده اند. به چند نمونه توجه کنید:
انس بن مالک از پیامبر اکرم چنین نقل می کند که : سه چیز است که هر کس دارا باشد شیرینی ایمان را می یابد و از جمله آن ها این است که خدا و رسولش نزد او دوست داشتنی تر باشند از چیزهای دیگر.


از ابی هریره نیز نقل شده که رسول خدا فرمودند :قسم به کسی که جانم در دست اوست هیچ یک از شما ایمان ندارد مگر این که من نزد او دوست داشتنی تر باشم از پدر و فرزندش.


عبد الرحمن بن ابی لیلی نیز از پدرش ابی لیلی و او از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل می کند که : لا یومن عبد حتی اکون احب الیه من نفسه و یکون عترتی احب الیه من عترته و یکون اهلی احب الیه من اهله و یکون ذاتی احب الیه من ذاته .
ابن کثیر دمشقی با استناد به این اخبار و اخبار دیگری با همین مضامین معتقد است که مسلمانان باید پیامبر اکرم را بیشتر از فرزندان ، اموال و جانشان دوست بدارند و می نویسد : بل حب رسول الله مقدم علی الاولاد و الاموال و النفوس . . .


اما کور دلان و مدعیان توحید ، هرگونه محبتی را کفر و شرک می خوانند و دلهایشان را زنگار الحاد فراگرفته و هیچ راه رستگاری پیش روی ندارند. مگر اینکه به راه واقعی سعادت یعنی حب رسول و اهل بیت و اولیاء خداوند باز گردند.


برچسب‌ها: یاد از رسول, اصحاب, اهل بیت, اولیاء الله
+ نوشته شده درپنجشنبه 1392/03/23ساعت توسط درویــــــــــش |

امام حسین علیه السلام

هو ثمرة شجرة النبي المختار

درة حيدر الكرار

قطب سماء السيادة

مركز دائرة الولاية

شمس فلك السعادة

حائز قصب السبق في ميدان الشهادة 

سيد شباب أهل الجنة

قرة أعين أهل السنة 

سيد الشهداء

قدوة الأتقياء

النور المتوحد بالهمة العلياء

المتوسد بالشهود والرضا

مركز عالم الوجود

سر الواجد والموجود

شخص العرفان وعين العيان

نور الله وسره الأتم

المتحقق بالكمال الأعظم

نقطة دائرة الأزل والأبد

المتشخص بألف الأحد

فاتحة مصحف الشهادة

والي ولاية السيادة

الأحدية الجمع الوجودي

والحقيقة الكلية الشهودي

كهف الإمامة

وصاحب العلامة

كفيل الدين الوارث بخصوصيات سيد المرسلين

والخارج عن محيط الأين

وللوجود إنسان العين

ومضمون الإبداع

مذوق الأذواق ، ومشوق الأشواق

مطلب المحبين ومقصد العشاق

المقدس عن الشين أبي عبد الله الحسين (::ع::).

منبع : سایت کسنزان


برچسب‌ها: سيد شباب أهل الجنة, سيد الشهداء, أبي عبد الله الحسين
+ نوشته شده درپنجشنبه 1392/03/23ساعت توسط درویــــــــــش |

روضه خلد برین

روضه خلد برین خلوت درویشان است

مایه محتشمی خدمت درویشان است

گنج عزلت که طلسمات عجایت دارد

فتح آن در نظر رحمت درویشان است


برچسب‌ها: روضه, خلد برین, خلوت, گنج عزلت
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

هر چه جز حق ز لوح دل بتراش

سر مقصود را مراقبه کن

نقد اوقات را محاسبه کن

باش در هر نظر ز اهل شعور

که به غفلت گذشته یا به حضور

هر چه جز حق ز لوح دل بتراش

بگذر از خلق و جمله حق را باش


برچسب‌ها: مراقبه, محاسبه, اهل شعور, لوح دل
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

الهی...

الهی ما را آهی بخش که چون براید  کار دو جهان سر آید


برچسب‌ها: الهی
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

دعای قرآنی

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿۹۷﴾ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿۹۸﴾

پروردگارا از وسوسه‏هاى شياطين به تو پناه مى‏آورم‏ ﴿۹۷﴾ بخشی از آیه / و پناه بر تو پروردگارا از اينكه آنان نزد من حاضر شوند﴿۹۸﴾

المومنون


برچسب‌ها: وسوسه های شیاطین
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

بهشت من...

سرم خاک کف پای رسول است

دلم مجنون صحرای رسول است

بهشت ارزانی خوبان عالم

بهشت من تماشای رسول است


برچسب‌ها: رسول, بهشت
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

دعای قرآنی

ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۱۴۷﴾

پروردگارا گناهان ما و گزافكاريمان را در كارمان بيامرز و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پيروز گردان‏ ﴿۱۴۷﴾

بخشی از آیه/ آل عمران 


برچسب‌ها: گزافکاری, استغفار
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

اعوذ بالله من الشیطان رجیم

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴿۲۸۵﴾

لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۲۸۶﴾

پيامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده است، ايمان آورده است و مؤمنان هم، همگى به خداوند و فرشتگانش و كتابهايش و پيامبرانش ايمان آورده‏اند [و مى‏گويند] بين هيچ‏يك از پيامبران او فرق نمى‏گذاريم، و مى‏گويند شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا آمرزش تو را خواهانيم و بازگشت به سوى توست‏ ﴿۲۸۵﴾

خداوند هيچ‏كس را جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كند، هركس هر چه نيكى كند به سود او و هرچه بدى كند به زيان اوست، خدايا اگر [فرمانى را] فراموش يا خطايى كرديم بر ما مگير، پروردگارا بار گرانى بر عهده ما مگذار، چنانكه بر عهده پيشينيان ما گذارده‏اى، پروردگارا آنچه تاب و توان آن را نداريم بر دوش ما مگذار، ما را ببخش و بيامرز و بر ما رحمت‏آور، تو مولاى مايى، ما را بر خدا نشناسان پيروز گردان‏ ﴿۲۸۶﴾البقره


برچسب‌ها: ایمان, خدا, فرشتگان, تکلیف, توان
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

ربنا

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

پروردگارا بر ما [باران‏] صبر فرو ريز و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پيروز گردان

 ﴿۲۵۰﴾ بخشی از آیه/ البقره


برچسب‌ها: ربنا, صبر, استواری
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

پروردگارا ما را فرمانبردار خويش بگردان و از زاد و رود ما امتى فرمانبردار خويش پديد آور و مناسك ما را به ما بنما، و از ما درگذر كه تويى توبه‏پذير مهربان‏

 ﴿۱۲۸البقره


برچسب‌ها: ربنا, دعا
+ نوشته شده درچهارشنبه 1392/03/22ساعت توسط درویــــــــــش |

دعایم کن

دمی مشغول ذکر ربنایی

دمی بنشسته در اوج دعایی

تو در سبزینه متن نمازت

دعایم کن که نزدیک خدایی


برچسب‌ها: دعا, نماز, ذکر, ربنا, نزدیک خدا
+ نوشته شده درپنجشنبه 1392/02/12ساعت توسط درویــــــــــش |

عارفان را از انکار منکر چه باک

عارفان را از انکار منکر چه باک

دریا به دهان سگ نشود ناپاک

نه سگ به هفت دریا پاک شود

نه دریا به دهان سگ ناپاک


+ نوشته شده درجمعه 1392/02/06ساعت توسط درویــــــــــش |

عاقبت از آدمی...

در بساط می پرستان حیله و نیرنگ نیست

سینه را پر کردن از جام حقیقت ننگ نیست

پیکر این خانه را چیزی نسازد جز صفا

عاقبت از آدمی چیزی نماند جز وفا


برچسب‌ها: حقیقت, صفا, وفا
+ نوشته شده دریکشنبه 1391/10/17ساعت توسط درویــــــــــش |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ kolbeyedarvish محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم