اسراف در گناه

در آیه 53 سوره زخرف  خداوند به پیامبر رحمتش می فرماید:

«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛

بگو(ای پیامبر) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

شب را زنده بدار

وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا
و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو [به منزله] نافله‏اى باشد امید كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند
اسرا/79

نور

يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم

فردوس

قال الله تعالى : ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا)

هو الحی

وَمَاتَشَآءُونَ إِلا أَن یَّشَآءَ الله رَبُّ العَالَمِینَ (تکویر )

وَماتَسقُطُ مِن وَرَقَۀٍ إِلا یَعلَمُهَا ( انعام )

و نوشتیم ...

و نوشتیم در زبور و تورات که زمین از آن بندگان شایسته ماست.الانبیاء ۱۰۴

تشبیه پایین تر به بالاتر

حق تعالی جایز دانسته که خود را به صفات مخلوق خود تشبیه کند و اما یکی از دلایلی که بیانگر جواز تشبیه پائین تر به بالاتر است ، این سخن خدای تعالی است که : ( ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله  فسیوُ تیه اجرا عظیما ) (فتح 10)

یعنی کسانیکه با تو بیعت میکنند همانا با خدا بیعت میکنند و دست خدا بالای دست آنهاست . پس هرکس عهد خود را بشکند ، به زیان خود شکسته است و هرکس به عهدی که با خدا بسته وفا کند ، خداوند به او پاداشی بزرگ میبخشد .

در این آیه وقتی میگوید ، (انما یبایعون الله ...) یعنی همانا با خدا بیعت میکنند؛ باين معنی است که خداوند متعال حضرت رسول ( صلی الله تعالی علیه و سلم)را به ذات متعال خود تشبيه میکند .

این آیه به ذهن ميرساندکه (گوئی با خدا بیعت میکنند ). و تشبیهی که خدا در این جایگاه به دات متعال خود میکند  بخاطر آنست که ، پیامبر ( صلی الله تعالی علیه و سلم )  در ذات و صفات و افعال خود بطور کامل در ذات و صفات و افعال خدا فنا شده بود . بگونه ای که از او ــ آنطور که میگویند ــ اسم و رسمی باقی نمانده و اثر ونام ونشاني بر جا نبود . از اینرو به نطق حق سخن میگفت نه نطق بشری .

توکل

و بر آن زنده كه نمى‏ميرد توكل كن

و به ستايش او تسبيح گوى

و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است

سوره: 25 , آیه: 58

توکل

 

توكل‏كنندگان بايد تنها بر خدا توكل كنند

گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد

و چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده‏اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند

سوره: 4 , آیه: 101

اينان اهل بهشتند


لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ


براى كسانى كه كار نيكو كرده‏اند نيكويى [بهشت] و زياده [بر آن] است چهره‏هايشان را غبارى و ذلتى نمى‏پوشاند اينان اهل بهشتند [و] در آن جاودانه خواهند بود.

سوره آیه ۲۴

آیاتی از قران که در آنها به جن اشاره شده است.2

سوره: 27 , آیه: 39

عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از مجلس خود برخيزى براى تو مى‏آورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد اعتمادم

سوره: 18 , آیه: 50

و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد آيا [با اين حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد و حال آنكه آنها دشمن شمايند و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند

سوره: 41 , آیه: 29

و كسانى كه كفر ورزيدند گفتند پروردگارا آن دو [گمراه‏گرى] از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا آنها را زير قدمهايمان بگذاريم تا زبون شوند

سوره: 46 , آیه: 29

و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند

سوره: 72 , آیه: 6

و مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مى‏بردند و بر سركشى آنها مى‏افزودند

سوره: 6 , آیه: 100

و براى خدا شريكانى از جن قرار دادند با اينكه خدا آنها را خلق كرده است و براى او بى هيچ دانشى پسران و دخترانى تراشيدند او پاك و برتر است از آنچه وصف مى‏كنند

هدف آفرینش جن و انس

سوره: 51 , آیه: 56

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند

آیاتی از قران که در آنها به جن اشاره شده است

سوره: 15 , آیه: 27

و پيش از آن جن را از آتشى سوزان و بى‏دود خلق كرديم

سوره: 55 , آیه: 15

و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد

سوره: 27 , آیه: 17

و براى سليمان سپاهيانش از جن و انس و پرندگان جمع‏آورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گرديدند

سوره: 7 , آیه: 38

مى‏فرمايد در ميان امتهايى از جن و انس كه پيش از شما بوده‏اند داخل آتش شويد هر بار كه امتى [در آتش] درآيد همكيشان خود را لعنت كند تا وقتى كه همگى در آن به هم پيوندند [آنگاه] پيروانشان در باره پيشوايانشان مى‏گويند پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده [خدا] مى‏فرمايد براى هر كدام [عذاب] دو چندان است ولى شما نمى‏دانيد

سوره: 34 , آیه: 12

و باد را براى سليمان [رام كرديم] كه رفتن آن بامداد يك ماه و آمدنش شبانگاه يك ماه [راه] بود و معدن مس را براى او ذوب [و روان] گردانيديم و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پيش او كار مى‏كردند و هر كس از آنها از دستور ما سر برمى‏تافت از عذاب سوزان به او مى‏چشانيديم

 

آیت الکرسی

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ

لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ

مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء

وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا

 وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ

سوره: 2 , آیه: 255

هر كه كار شايسته كند چه مرد باشد يا زن ...

هر كه بدى كند جز به مانند آن كيفر نمى‏يابد و هر كه كار شايسته كند چه مرد باشد يا زن در حالى كه ايمان داشته باشد در نتيجه آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آنجا بى‏حساب روزى مى‏يابند

 سوره: 40 , آیه: 40

براى كسانى كه پروردگارشان را اجابت كرده‏اند

 

براى كسانى كه پروردگارشان را اجابت كرده‏اند پاداش بس نيكوست و كسانى كه وى را اجابت نكرده‏اند اگر سراسر آنچه در زمين است و مانند آن را با آن داشته باشند قطعا آن را براى بازخريد خود خواهند داد آنان به سختى بازخواست‏شوند و جايشان در دوزخ است و چه بد جايگاهى است .

ش 1- سوره: 13 , آیه: 18

آزمایش الهی

ش

آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند .

 1- سوره: 29 , آیه: 2

وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ

وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا

و اگر [مردم] در راه درست پايدارى ورزند قطعا آب گوارايى بديشان نوشانيم 

آیاتی در خصوص ذکر و یاد خدا

سوره: 24 , آیه: 36

در خانه‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت‏ يابد و نامش در آنها یاد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى‏كنند

سوره: 8 , آیه: 2

مؤمنان همان كسانى‏اند كه چون خدا یاد شود دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند .

 

 سوره: 33 , آیه: 21

قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان یاد مى‏كند .

 

سوره: 22 , آیه: 35

همانان كه چون [نام] خدا یاد شود دلهايشان خشيت‏ يابد و [آنان كه] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشه‏گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند.

 

سوره: 39 , آیه: 22

پس آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى [پذيرش] اسلام گشاده و [در نتيجه] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاريكدل است] پس واى بر آنان كه از سخت‏دلى یاد خدا نمى‏كنند اينانند كه در گمراهى آشكارند.

 

سوره: 39 , آیه: 23

خدا زيباترين سخن را [به صورت] كتابى متشابه متضمن وعد و وعيد نازل كرده است آنان كه از پروردگارشان مى‏هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‏گردد اين است هدايت خدا هر كه را بخواهد به آن راه نمايد و هر كه را خدا  گمراه كند او را راهبرى نيست .

 

 

 

 

جانشین خداوند

ولی مرشد در قرآن

 

مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا

آنکه خدا هدایتش کند پس هدایت شد وآنکه گمراه شد پس هرگز ولی مرشد را نیافت

(سوره کهف آیه 17)

نور

 

وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ

برای هر قومی(در هر زمان)یک هادی هست.

(سوره رعد آیه ۷)

فاتحه الکتاب

اخلاص در عبادت و دعا

 

«قل انّ صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين»

 

 بگو اي پيامبر همانا نماز و طاعات و كلية اعمال من و زندگي و مرگ من همه براي خداست، كه پروردگار جهانيان است.


حضرت امير المؤمنين علی ـ عليه السّلام ـ عبادتهاي مردم را به سه دسته تقسيم مي‌فرمودند:


انّ قوماً عبدوا الله رغبةً فتلك عبادة التجار:

 گروهي خداوند را به اميد بهشت عبادت كردند كه آن عبادت بازرگانان است.


انّ قوماً عبدوا الله رهبةً فتلك عبادة العبيد:

و گروهي خداوند را از ترس جهنم عبادت كردند كه آن عبادت بردگان است.


انّ قوماً عبدوا الله شكراً عبادة الاحرار :

و گروهي خداوند را عبادت كردند از روي شكر و سپاس كه آن عبادت آزادگان است.

رحمت بی نهایت خداوند

طلب مغفرت و رحمت:

 در تمام قرآن 9 مورد به قهر خداوند،

20 مورد به سخط او،

 13 مورد به انتقام حق تعالي اشاره شده،

در حالي كه به فضل حضرت پروردگار 107 مورد و

 به غفران و مغفرت 180 مورد و

به رحمت او 352 مرتبه اشاره گرديده است.

البته به غير از 113 باري كه اوّل سوره‌هاو در سورة نمل دو بار قرار گرفته و اين همه گواه اين حقيقت است كه اي بندگان الهي، خود را زير چتر رحمت خداوند مهربان و رؤف قرار دهيد كه خود فرموده است:

كتب علي نفسه الرّحمة؛

 يعني رحمت را براي خود نوشته و واجب كرده است.

 پس انسان همواره بايد طلب مغفرت و رحمت كند، چنان كه از آيات زيادي بر مي‌آيد كه به يكي از آنها اشاره مي‌كنيم.


«ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار»؛

پروردگارا گناهان ما را بيامرز و بديهايمان را بپوشان و مرا با نيكان بميران.

شرايط استجابت دعا

 

در قرآن نكات مهمي ديده مي‌شود كه حكايت از شرايط استجابت مي‌كند (كه خلاصه وار اشاره مي‌شود):


1. معرفت و باور به اين كه پروردگار مالك علي الاطلاق است و همه چيز را در دست قدرت خويش دارد و اگر اراده كند پيچيده‌ترين گره‌ها را باز مي‌كند.

«تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ»؛

 

بزرگ است آن كه سلطنت به كف اوست و او به همه چيز تواناست.

 
2. دل را مصفّا كردن، حساسيت و عظمت دل نسبت به ساير اعضا بر كسي پوشيده نيست و بي‌ترديد وقتي دل مصفّا شد دعا اثر مي‌بخشد.

« أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»؛

 

اين مردم پايدارندكه خدا بر دلهايشان نور ايمان انگاشته و بروح قدس الهي آنها را مؤيد و منصور گردانيده است».

 
3. استفاده از لقمه حلال؛ شايد بعضي توجه نداشته باشند كه خوردن مال حرام چه اثرات سوء بر وجودشان مي‌گذارد و چگونه راه استجاب دعا را مسدود مي‌نمايد؛

« وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»؛

 

مال يكديگر را بناحق نخوريد و كار را به محاكمه قاضيان نيفكنيد كه به وسيلة رشوه و زور پاره‌اي اموال مردم را بخوريد با اين كه شما آگاهي داريد.


4. تضرع و انابه:

 «ادعوا ربّكم تضرّعاً و خفيةً»؛

 

پروردگار خويش را با تضرع وزاري و در نهان بخوانيد.

دعا های قرآنی

«رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى الاخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»؛

خدايا در دنيا و آخرت بر ما نيكى عطا كن و ما را از آتش نگه دار.

 

«رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَينِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ»؛

خدايا ما را از مسلمين قرار ده و نسل ما را از ايمان آورندگان بر تو قرار ده.

 

«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً»؛

خدايا قلب ما را بعد از هدايت آلوده نكن و برنگردان و رحمتت را بر ما هديه كن.

تسهیلات و تخفیفات

 

 (آيه 43) سوره نساء-  از اين آيه چند حكم اسلامى استفاده مى‏شود:

1- باطل بودن نماز در حال مستى:

آيه شريفه مى‏فرمايد:

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد»

 

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ).

 

فلسفه آن هم روشن است، زيرا نماز گفتگوى بنده و راز و نياز او با خداست 

 و بايد در نهايت هوشيارى انجام گردد و افراد مست از اين مرحله دور و بيگانه‏اند.

2- باطل بودن نماز در حال جنابت:

همان گونه كه قرآن مى‏گويد:

 «و همچنين هنگامى كه جنب هستيد» به نماز نزديك نشويد

 

(وَ لا جُنُباً).

سپس استثنايى براى اين حكم بيان فرموده، مى‏گويد:

«مگر اين كه مسافر باشيد» و در مسافرت گرفتار بى‏آبى شويد

 

(إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ).

كه در اين حال نماز خواندن به شرط تيمم كه در ذيل آيه خواهد آمد جايز است.

3- سپس در مورد جواز نماز خواندن  مى‏فرمايد:

 «تا غسل كنيد»

 

(حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا).

 

4- تيمم براى معذورين-

در جمله بعد كه در حقيقت تمام موارد تشريع تيمم جمع است، نخست به موردى كه آب براى بدن ضرر داشته باشد اشاره كرده و مى‏فرمايد:

«و اگر بيمار باشيد و يا در سفر»

 

(وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ).

 

و يا «هنگامى كه يكى از شما از قضاى حاجت برگشت و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ايد»

 

 (أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ).

 

 «و در اين حال آب براى وضو يا غسل نيابيد»

 

 (فَلَمْ تَجِدُوا ماءً).

 

 «در اين موقع با خاك پاكيزه‏اى تيمم كنيد»

 

(فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً).

 

در جمله بعد طرز تيمم را بيان فرموده، مى‏گويد:

 

«سپس صورت و دستهاى خود را مسح كنيد»

 

 (فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ).

 

در پايان آيه اشاره به اين حقيقت مى‏كند كه دستور مزبور، يك نوع تسهيل و تخفيف براى شماست

«چون خداوند بخشنده و آمرزنده است»

 

 (إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً).

 

سفارش خداوند به نیکی به پدر و مادر

 

«و به پدر و مادر نيكى كنيد»

 

(وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً).