سیری در تاریخ تصوف
مشایخ صوفیه که عموما اهل سنت بودند از مذهب فقهی واحدی پیروی نمی کردند. محمدبن منور در کتاب اسرارالتوحید نوشته است که صوفیان بعد از امام شافعی همه خود را به مذهب شافعی نسبت داده اند ولی این حکم صحیح نیست . البته صوفیان نیشابور در قرن پنجم و ششم بر مذهب شافعی بودند ولی صوفیان شهرهای دیگر مذاهب دیگری داشتند ابوبکر شبلی مالکی بود ابوبکر کلاباذی و ابوالحسن علی بن عثمان هجویری و یوسف همدانی حنفی بودند و ابومنصور اصفهانی و خواجه عبدالله انصاری حنبلی . گاه بعضی مشایخ تغییر مذهب می دادند. خواجه عبدالله انصاری (متوفی 481 ) ابوالحسن حصری (متوفی 371) را صوفی حنبلی معرفی کرده ولی عطار گفته است که او ابتدا حنفی بود و بعد شافعی شد.
صوفیان مناطق و شهرهای گوناگون ریاضتها و روشهای خاص خود را در سلوک داشتند .
بعضی در غذا خوردن امساک می کردند و اغلب روزه می گرفتند .
بعضی در یک جا می ماندند و بعضی مدام به سفر می رفتند.
شیخ جنید و ابوحفص حداد نیشابوری اهل سفرنبودند اما
ابراهیم ادهم (متوفی 161) و ابوعلی دقاق (متوفی 405) مدتی از عمر خود را در سفر گذراندند.
از نظر صوفیان اهل سفر احساس غربت در شهرهای بیگانه تأثیر تربیتی داشت همچنانکه گوشه نشینی و پناه بردن به خرابه ها و کوهها را در تقویت توکل و صبر و رضا مرجوع کنید بهثر می دانستند.
اختلاف میان اهل سلوک در شهرها و مناطق گوناگون در اخلاق و رفتار ایشان نیز دیده می شد به طوری که مشایخ یک شهر یا منطقه به داشتن صفت خاصی مشهور می شدند.
از شیخ جنید بغدادی نقل کرده اند که «فتوت در شام است سخنگویی در عراق و صدق در خراسان .
عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر نیز گفته است : «درویشان سپاهان ... انصاف بخواهند و ندهند و قوم خوراسان بخواهند و بدهند و قوم طبرستان نخواهند و ندهند و قوم پارس نخواهند و بدهند».
در نیشابور و مرو اهل سلوک را «ملامتیه » می خواندند. به نوشتة ابونصر سراج (متوفی 378) «اهل شام صوفیان را فقرا می نامند» در شهر ترمذ نیز حکیم ترمذی و ابوبکر وراق را حکیم می خواندند. از نیمة دوم قرن چهارم به بعد به سبب نزدیک شدن رابطة اهل سلوک با یکدیگر و نفوذ صوفیان بغداد در سایر نقاط عنوان تصوف معنای عامتری پیدا کرد و در کتابهای نویسندگانی چون ابونصر سراج و ابوبکر کلاباذی و عبدالرحمان سلمی (متوفی 412) به مکاتب گوناگون اهل سلوک در شهرهای مختلف اطلاق شد.
با نام خداییکه از شدت حضور ناپیداست.